خرید بک لینک
داد سرای شعر به گور می برد روزنامه راز های زن را زنی که همه ی حواسش به روسری دستبند و دلهره هاست سرد خانه های گرم انگشت اشاره سوی مرگ مرد همه ی حواس و هوس هایش را نیاورده بود دا

برچسب: دادسرای, نویسنده: نرگس رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 21:16

آن قدر به خورد خودکار ها دادم

عشق _ _ عشق

که دیر به زبانم آمد

دوستت دارم

دیالوگی از فیلمی با زبان اصلی نیست

کلاه نمی گذارم

سر الف های خودم

اسمی که پای پاورقی ها

بر می گردد به تو

نه این همه او

برچسب: نویسنده: نرگس رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 21:16

باز کن پنجره های بسته را که ببینند دیوارها به ما تکیه داده اند و ما .... مدادها راوی خوبی نیستند برای کشیدن این همه درد و خانه ای که پنج ثانیه مهلت داریم تخلیه کنیم خواب هایمان را چهار سه دو رسید وقت ترک کردن خودمان درد را از پاشنه در می آ

برچسب: نویسنده: نرگس رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 21:16

سه

دو

خیابان خیابان خون

از رگهای دختری

که عروسکش را

عروس

شعله شعله غم

دست پنجره های کور

شعر هم حرف بزند

زبانش را

کلمه ها دفاع کنید

از من

سنگ هایم

حتی خواب گنجشک ها را

پر

خواب عروسک ها

سنگین

آن قدر که فردا هم سر بزنیم

دست دختر ها

تفنگ داده اند

و سینه ی خوشبختی

باران گلوله

باید

مثل پنجره ها

خودم را به کوری بزنم

بیافتم

درست وسط خیابانی

که جنازه جنازه .....

برچسب: نویسنده: نرگس رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 21:16

روشن کن

این چراغ شکسته در من را

این جنازه ی ماهی هاست؟

یا مرگ باور من ؟

تکه های قایقی است

که نرفته برگرداند

رویای مسافران را

با این گذرنامه

سفر کن به شعر

با چمدانی پر از بر نگشتن بیا

پلیس های ساحلی

سرشان گرم ماهی ها ،

گرم تنهایی مسموم این دریا.....

مهم نیست

دلیل خودسوزی چراغ ها

آن قدر دور شدم

از خودم

که همه تا حوالی این شعر می آیند

من

موجی از دریا برداشتم

یک دست خداحافظی

همین .....

برچسب: نویسنده: نرگس رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 21:16

صفحه بندی